۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

سرگردانی پناهجویان ایرانی در ترکیه


اعلام نتیجه انتخابات ایران و در پی آن برخوردها و دستگیری های انجام شده، درخواست پناهندگی و خروج ایرانیان از کشور را دو چندان کرد . براساس گزارشی از سازمان ملل که در رسانه های مختلف منتشر شده، پس از انتخابات خرداد ماه بیش از چهار هزار نفر از ایرانیان از کشور خود خارج شده اند.

اما روند بررسی پرونده های پناهجویان و دریافت پناهندگی از کشورهای مختلف و شرایط معیشتی و امنیتی آنها در این مسیر پر پیچ و خم برخی از پناهجویان را نگران کرده است. پناهجویانی که در کشور ترکیه درخواست پناهندگی را به سازمان ملل اعلام کرده اند نیز از وضعیت موجود ناراضی هستند.

حامد یکی از پناهجویان ایرانی که پس از انتخابات ایران کشورش را ترک کرده و در ترکیه در انتظار بررسی پرونده پناهندگی اش است، معتقد است ایرانیان متواری از مرزهای ایران تقریبا از چشم جامعه حقوقی نادیده گرفته می شوند.

این پناهجو به بی بی سی فارسی گفت:"انگار بخش هایی از جامعه جهانی حاضر به پذیرش و مشاهده این وقایع نیست . ما در این عرصه باید به تنهایی مسئولیت حمل تمام این فشارها را بر عهده بگیریم . دولت ترکیه از من پناهجو پول خاک می خواهد و حق هیچ فعالیت اقتصادی را هم به من نمی دهد. پروسه پرونده پناهندگی در سازمان ملل با چنین اوضاعی به طور متوسط بالاتر از یک سال به طول می انجامد."




زنان گروه دیگری از پناهجویان هستند که برخی از آنها به تنهایی پس از انتخابات، به دلیل بازداشت یا مشکلات دیگری مجبور به ترک ایران شده اند که برخی از آنها به دلیل نگرانی از بازگردانده شدن، حاضر به گفت و گو نبودند. اما یکی از این زنان جوان که مدتی است در ترکیه در انتظار مشخص شدن وضعیت پناهندگی اش است، حاضر به صحبت شد.

این پناهجو با اشاره به اینکه پرونده زنان تنها سریع تر رسیدگی می شود، گفت:"وضعیت رسیدگی به پرونده های پناهجوهای زن کمی متفاوت است . به محض ورود به ترکیه برای امنیت خود را به سازمان ملل معرفی می کنیم که امکانات بهتری برای زنان تنها دارد و مصاحبه ها زودتر انجام می شود. اما زنان بعد از مصاحبه دچار بلاتکلیفی می شوند. در شهرهای کوچک ترکیه مشکل زیاد است و با اینکه پلیس آنها را به خوبی می شناسد اما مدام کارت شناسایی از آنها درخواست می کند."

این پناهنده با تاکید بر اینکه در مورادی هم پلیس سعی می کند، با پناهجویان همکاری کند گفت:" با توجه به شرایط سخت به پناهجو مرخصی می دهند تا به شهرها بزرگ مثل آنکارا برود، اما هزینه این نقل و انتقال ها هم بالا است و پناهجو باید هفته ای دوبار برای امضا برگه به همان شهر کوچک برگردد در حالی که از نظر مالی در مضیقه است. از طرفی در شهرها کوچک امنیت برای زنان کمتر است، چند وقت پیش شنیدم که زنی را در شهر کایسری شبانه کتک زدند. اما این مسائل تا به حال توی شهرهای بزرگ مثل آنکارا گزارش نشده است."



روزنامه نگاران و عکاسان گروه دیگری از پناهجویانی هستند که پس از انتخابات به دلیل عدم امنیت شغلی و مشکلات مختلفی جلای وطن کرده اند. سازمان گزارشگران بدون مرز در یکی از اطلاعیه هایش این حجم خروج فعالان رسانه ای از ایران را پس از انقلاب بی سابقه توصیف کرده است .

حسین یکی از اهالی مطبوعات در ایران است که او نیز چندین ماه است در ترکیه مانند برخی دیگر از همکارانش در انتظار دریافت پاسخ برای پناهندگی است. اما نگران از وضعیت و برخوردهای موجوداست.

حسین به بی بی سی فارسی گفت: "با توجه به مدتی که در ترکیه هستم، واقعا نفهمیدم تکلیفم با جریان های خارج از ایران چیست و هر کس به نوعی ساز خودش را می زند و می خواهند به زیر بیرق آنها برویم. اگر ما می خواستیم این کار را بکنیم، زیر بیرق جمهوری اسلامی می ماندیم. در ایران در رسانه ای کار می کردیم که معروف بود به دروغ پردازی و مدام به ما می گفتند خجالت نمی کشید با آنها کار می کنید، الان هم که بیرون آمده ایم از آنجا رانده و از اینجا مانده شده ایم. ما به جاهای مختلفی ایمیل زده ایم اما دریغ از یک حرکت. منظور من این نیست که وظیفه آنها است که فرش قرمزی برای ما پهن کنند. اما ما نگران هستیم که پروسه زمانی ما خیلی طولانی شده است."

نکته ای که به اعتقاد برخی از کارشناسان از نظر پناهجویان دورمی ماند، قوانین مختلف کشورها برای پناهندگان است. فتحیه زرکش کارشناس امور پناهندگان در انگلیس مسائل امنیتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی را پنج تقسیم بندی برای درخواست پناهندگی عنوان می کند.

خانم زرکش می گوید "بسته به کشورها اوضاع فرق می کند، در مورد اتحادیه اروپا سعی می شود کنوانسیون پناهندگی رعایت شود و بررسی کنند که فرد می تواند پناهنده شود یا خیر. اما اتحادیه اروپا یک توافق نامه دارد که اگر فردی به کشوری اروپایی برسد باید در همان کشوری که وارد شده تقاضا دهد. اگر پناهنده به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در هر کشوری مراجعه کند، یک سرپناه و امکانات اولیه برای تامین معاش زندگی دریافت می کند."

انتظار و نگرانی از بازگردانده شدن، دلهره اصلی پناهجویان است. افرادی که به دلایل مختلف خانه و زندگی را رها کرده و در میان حبابی محصور شده اند که تنها راهشان انتظار از میزبانی است که حاضر شود آنها را به میهمانی بسیار محقرانه ای بپذیرد.

شهادت زندانی سیاسی البرزقاسمی , بدلیل ممانعت از معالجات پزشکی و اسامی برخی از زندانیان سیاسی بیمار

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹


زندانی سیاسی ناخدا یکم البرز قاسمی ، ۵۱ساله , فرمانده سابق مرکز آموزش تخصصهای دریایی رشت و از استادان دانشگاههای نیروی دریایی ارتش, در روز ۲۹دیماه, پس از یکسال و هشت ماه حبس در زندانهای قرون وسطایی آخوندها و تحمل شدیدترین شکنجه ها و دردهای جانکاه ناشی از سرطان معده, بدلیل خوداری دژخیمان از معالجه او توسط پزشکان متخصص و بستری شدن در بیمارستان در زندان اوین, به شهادت رسید.
وی در ۲۳اردیبهشت۸۷ به اتهام انتقال اطلاعات به مجاهدین خلق بازداشت شد. برادر وی حمید قاسمی نیز که مقیم کانادا بود, به هنگام سفر به ایران بازداشت شد. این دو زندانی سیاسی که در دادگاه اول به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بودند, در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد محکوم شدند.
البرز قاسمی دوران اسارت خود را در سلولهای انفرادی بازداشتگاه حفاظت اطلاعات ارتش و بند۲۴۰ اوین گذراند و طی دو ماه اخیر به بند۳۵۰اوین انتقال یافته بود. او در دوران اسارت خود تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت.
دژخیمان شقاوت پیشه آخوندها از کمترین رسیدگی به وی که به خاطر ابتلا به سرطان معده و همچنین آثار شکنجه و وضعیت وخامت بار سلولهای انفرادی, از دردهای طاقت فرسا رنج می برد, خود داری می کردند.
حمید قاسمی, برادر البرز نیز که همچون برادرش یکسال و هشت ماه اسارت خود را تحت شکنجه و در سلولهای انفرادی به سر برده, اکنون در بند ۳۵۰اوین در شرایط وخامت باری به سر می برد.
هم اکنون شمار زیادی از زندانیان سیاسی از بیماریهای حاد رنج می برند اما شکنجه گران از رسیدگیهای پزشکی به آنان خودداری می کنند و به زندانیان بیمار می گویند: ما شما را اینجا نیاورده ایم که نجات بدهیم ،شماها را آورده ایم که زجرکشتان یکنیم.
اسامی برخی از زندانیان سیاسی بیمار به شرح زیر است
۱. علی صارمی سابقه انفاکتوس دارد و به دلیل فشارخون در معرض سکته مجدد است.
۲. دکتر محمد ملکی, رییس سابق دانشگاه تهران که از سرطان و دیابت و فشار خون رنج می برد.
۳. علی معزی به دلیل ابتلا به بیماری حاد کلیوی (هیدرونفروژ) حالش به شدت وخیم است.
۴. حامد روحی نژاد, از بیماری ام. اس رنج می برد و در حال از دست دادن بینایی خود است. وی به سختی قادر به حفظ تعادل خود می باشد.
۵. منصور اسانلو, انواع بیماریها ازجمله آسیب دیدگی از ناحیه چشم و همچنین دیسک کمر که منجر به بیحسی در پای وی شده است.
۶. منصور رادپور ناراحتی شدید کلیه دارد.
۷. میثاق یزدان نژاد دچار ناراحتی شدید عصبی است.
۸. حوری (فاطمه)ضیایی بیماری ام اس دارد.
۹. بهروز جاوید تهرانی, براثر شدت شکنجه و ضربات وحشیانه دژخیمان با اجسام سنگین همانند کپسول آتش نشانی و صندلی بر سرش, بینایی اش آسیب دیده است.
۱۰. علیرضا کرمی خیرآبادی , مبتلا به هپاتیت حاد
۱۱. حمید حائری مبتلا به بیماری حاد قلبی
۱۲. هادی (همایون) عابد باخدا, بر اثر فقدان رسیدگیهای درمانی در زندان رشت, در معرض خطر جدی مرگ قرار داشت. وی که از زندانیان سیاسی دهه۶۰است, در آن زمان, به هنگام دستگیری بر اثر اصابت گلوله پاسداران جنایتکار دچار قطع نخاع شد. به تازگی , رژیم تحت فشار سازمانهای حقوق بشری مجبور شد او را که در وضعیت خطرناکی قرار داشت, برای درمان به خارج از زندان بفرستد.
۱۳. عباس خرسندی که یکبار عمل قلب کرده و اکنون نیز به همین خاطر درشرایط نا مساعدی قرار دارد.
۱۴. فرهاد وکیلی یکبار سکته قلبی کرده و همچنان تهدید جانی دارد.
۱۵. محمدحسن فلاحی زاده, مبتلا به بیماری هپاتیت.

خلیل کیوان: به اتحادیه ها و سازمانهای کارگری، سازمانها و احزاب مترقی و آزادیخواه! در میتینگ های اعتراضی ١١ فوریه علیه جمهوری اسلامی شرکت کنید


به مردم آزاده!
شیپور پایان حکومت اسلامی، که ٣١ سال با شکنجه و اعدام و سرکوب خود را سر پا نگهداشته است، بصدا در آمده است. شما را فرامیخوانیم فعالانه مبارزه مردم ایران برای سرنگونی این حکومت و برقراری رفاه و آزادی و برابری و سکولاریسم، برای لغو آپارتاید جنسی، برای برپائی آزادی عقیده و بیان و تشکل و اعتصاب، برای پایان دادن به مجازات اعدام و شکنجه و سنگسار و سایر مجازات های جنایتکارانه اسلامی را مورد حمایت قرار دهید.

١١ فوریه، در ایران مردم خود را برای تظاهرات بزرگ آماده میکنند. همزمان در مقابل سفارتخانه ها و کنسولگریهای جمهوری اسلامی در سراسر جهان مردم آزادیخواه و مخالفین جمهوری اسلامی خود را برای تظاهرات آماده میکنند. شما را فرامیخوانیم که فعالانه همدوش مردم ایران برای پایان دادن به این حکومت عقب مانده و متحجر اسلامی و ضد انسان به میدان بیائید، در این میتینگ ها شرکت کنید و فعالانه با مردم ایران اعلام همبستگی کنید.



زنده باد همبستگی بین المللی در حمایت از مبارزات مردم در ایران!

زنده باد انقلاب انسانی مردم ایران برای حکومت انسانی!

خلیل کیوان

دبیر تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران

١۶بهمن۷۸،٥ فوریه ۲۰١۰

-----

To people of the world

To all labour unions and rights’ organisations and individuals



All out on Feb 11 in support of the people of Iran!

The end of the Islamic regime of Iran is near. A regime that has kept itself in power for 31 years by execution, torture and repression is about to go. We call on you to support the struggle of the people of Iran for toppling this regime and for bringing freedom, equality, welfare, secularism, an end to gender apartheid, free speech, freedom to organise and strike, and an end to the death penalty, torture and stoning and all brutal Islamic punishments.



On Thursday Feb 11 people of Iran will be preparing themselves for massive demonstrations across Iran. Simultaneously, around the world in front of the Islamic Republic’s embassies and consulates people will be holding demonstrations in support of the people of Iran. We call on you to show your solidarity by joining these demonstrations.



For international solidarity with the people of Iran!

A human revolution for a human rule!

Khalil Keyvan

Secretary,

Worker-communist Party of Iran - Organisation Abroad

5 February 2010

خودكشي يك زنداني عادي در زندان گوهر دشت به دلیل تهدید به تجاوز جنسی


خبرنگار آژانس ايران خبر: زنداني عادي حميد رضا اسدي ، فرزند محمد جمعه شب ( 16 بهمن) به علت فشار روحي و رواني دست به خودكشي زد. وي 17 سال سن داشته و مدت 5 روز بود كه به بند 12 زندان گوهر دشت آورده شده بود.
حميد رضا معتاد بوده و از زمان ورود به زندان مشكل اعتياد خودش را با مسئولين زندان گوهر دشت درميان مي گذارد... ولي مسئولين زندان توجه اي به مشكلات وي نمي كنند. و به وي ميگويند انقدر مزاحم ما نشو وگرنه تو را به اندرزگاه 5 منتقل مي كنيم. در اندرزگاه 5 كه بروي آنجا مسئله مواد مخدرت حل مي شود .مآموران زندان با مورد تمسخر قرار دادن وي را تهديد به تجاوز و ... مي كنند. بي اعتنايي مسئولين زندان باعث مي شود كه تحت فشار شديد روحي رواني جمعه شب خود را در حمام سالن 12 حلق آويز كند.

گزارشات تكميلي از شهرستان لار /شهرملتهب و وضعيت بحراني است


خبرنگار آژانس ايران خبر,19 بهمن :
شب گذشت مردم با حكومت نظامي در سطح شهر روبرو بودند از امروز صبح دوشنبه 19 بهمن تعدادي ازمغازه ها به ضرب سركوب مجبوربه باز كردن مغازه هايشان شدند . اما هنوز خواسته هاي مردم برآورده نشده است و شهرملتهب و وضعيت بحراني است.
يكي از شهروندان گفت : هنوز دستگيري ها و بازداشت ها در سطح شهر ادامه دارد اين دستگيري ها شب گذشته نيز ادامه داشته است

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹
عکس از آرشیو

پدر بمب اتمی ایران؟



توسط رضا تقی زاده (تحلیلگر سیاسی)
اجرای « دستور » رئیس دولت دهم دایر بر غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ صد می تواند فاصله زمانی مورد نیاز ایران برای دست یافتن به اورانیوم غنی شده با غلظت نظامی و ایجاد ظرفیت تولید بمب اتمی را به نصف تقلیل دهد.

بی تردید اتخاذ تصمیم دولت ایران در مورد تولید اورانیوم غنی شده با غلظت بالاتر از میزان ۳.۵ در صد، در شرایطی که چین همچنان یافتن راه حل سیاسی برای خروج از بن بست اتمی ایران را توصیه می کند، تنها می تواند به هماهنگ تر کردن جامعه جهانی علیه ایران انجامیده، و اعمال تحریم های تازه را غیر قابل اجتناب بسازد.

از نگاه گروهی از ناظران آشنا با بر نامه های توسعه اتمی جمهوری اسلامی، دولت ایران شاید می توانست اعلام غنی سازی اورانیوم با غلظت تا ۲۰ در صد را، به بهانه تامین سوخت مورد نیاز راکتور آزمایشگاهی تهران، به بعد از تصویب احتمالی تحریم های تازه شورای امنیت موکول ساخته و این اقدام را بعنوان عمل متقابل و تلافی جویانه معرفی کند.

در چنین صورتی ایران می توانست همچنان راه رسیدن به سازش با جامعه بین المللی را باز نگاه دارد.

اینک با اعلام آغاز غنی سازی با غلظت ۲۰ درصد، تصویب قطعنامه تنبیهی تازه در شورای امنیت علیه ایران تقریبا غیر قابل اجتناب می نماید.

ایران در گذشته نسبت به کلیه قطعنامه های تنبیهی عکس العمل تلافی جویانه داشته و در قبال قطعنامه احتمالی آینده نیز انتظار می رود که رویه گذشته را تکرار کند.

طی اولین اقدام تلافی جویانه نسبت به اولین قطعنامه تنبیهی شورای امنیت در سال ۲۰۰۶ ، ایران اجرای پرتکل الحاقی و بند ۳.۱ را معلق نهاد. اقدام تلافی جویانه احتمالی بعدی ایران، در پاسخ به قطعنامه تنبیهی تازه شورای امنیت، می تواند اعلام خروج از آژانس بین المللی انرژی اتمی و به تبع آن، معلق نهادن تعهدات ناشی از پیوستن به معاهده منع گسترش سلاح های اتمی باشد.

قابل انتظار است که دستور خروج از آژانس و گام های بعدی را نیز، به منظور دادن چهره حقوقی محکم تر به آن تصمیم، مجلس شورای اسلامی بعنوان تکلیف به دولت ابلاغ کند.

در این صورت بازرسان آژانس مجبور به ترک ایران خواهند شد و نظارت سازمان ملل و جامعه بین المللی بر ذخیره موجود اورانیوم غنی شده در اختیار ایران قطع خواهد شد.

افزایش غلظت اورانیوم تا میزان ۹۰ در صد، با استفاده از اورانیوم غنی شده تا میزان ۳.۵ در صد کنونی، از آن مرحله به بعد بدون نظارت گزارش به آژانس می تواند انجام بگیرد.

پس از افزایش میزان غلظت اورانیوم، مرحله فعل و انفعالات شیمیایی تبدیل اورانیوم گازی شکل با غلظت ۹۰ در صد، به اورانیوم جامد، و بکار گرفتن آن بعنوان «توده انفجاری» در یک آزمایش اتمی، نیازمند به زمان زیادی نیست.

حساسیت و اهمیت افزایش غلظت اورانیوم از ۳.۵ در صد به ۲۰ در صد، در کاهش قابل ملاحظه زمان لازم برای دست پیداکردن به غلظت نظامی است.

این نسبت زمانی، با افزایش میزان غلظت اورانیوم، نسبت تصاعدی معکوس دارد، به این ترتیب که افزایش غلظت از صفر تا ۳.۵ در صد نیازمند زمانی زیادتر از افزایش غلظت از ۳.۵ در صد تا ۲۰ و ۳۰ در صد است.

به این ترتیب در صورت افزایش غلظت ذخیره اورانیوم موجود ایران به حدود ۲۰ در صد، در عمل زمان لازم در مرحله بعد برای تبدیل آن به غلظت نظامی در حدود پنجاه در صد کاهش خواهد یافت.

نکته بسیار مهم در سخنان روز دو شنبه علی اکبر صالحی پیرامون دست زدن به غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد تاکید ایشان بر ادامه غنی سازی با همین غلظت بدون توجه به میزان سوخت مورد نیاز راکتور آزمایشگاهی تهران است .

با وجود تناقض گفتار آقای صالحی با سخنان آقای احمدی نژاد که مبادرت به غنی سازی ۲۰ درصدی را به دلیل خودداری دنیای خارج از فروش سوخت مورد نیاز راکتور تهران و انقضای مهلت سه ماهه ایشان به نظام بین المللی اعلام کرده بود، که خود دلیل روشنی بر بیارتباط بودن افزایش غلظت تازه با هدف تولید سوخت اتمی برای راکتور آزمایشگاهی تهران است، از ابتدا نیز ارتباط روشنی مابین هدف افزایش غلظت غنی سازی در ایران، با تامین سوخت برای راکتور آزمایشگاهی مورد بحث وجود نداشت.

سادهترین دلیل، فقدان تکنولوژی و ابزار لازم در ایران برای تبدیل اورانیوم غنی شده با غلظت ۲۰ در صد به سوخت قابل مصرف در یک کوره اتمی است. ایران این نظر، در بهترین شرایط نیازمند ۵ سال زمان و دست یافتن به تکنولوژی مربوط است.

دلیل ورود فرانسه به مبادله پیشنهادی سوخت و پیوستن آن کشور به روسیه نیز عدم کارایی روسیه در زمینه تولید سوخت خاص با غلظت ۲۰ در صد و واگذاری آن به کشوری بود که (مانند آرژانتین) امکانات فنی لازم را در اختیار داشت.

اگر چه، در مورد تبدیل اورانیوم با غلظت کم ایران به غلظت بیشتر و تولید سوخت اتمی، روسیه موضوع نا خالصیهای اورانیوم غنی شده ایران را نیز بعنوان یک عامل بازدارنده و ضرورت همکاری فرانسه مطرح ساخته بود.

با این و جود نا خالصی های موجود در اورانیوم غنی شده ایران، مانع از افزایش میزان غلظت آن تا ۲۰ در صد و یا بیشتر نیست.

با توجه به مسیری که برنامه های اتمی ایران در پیش گرفته، دعوت به اعمال فشارهای بیشتر و تشویق نظام جهانی به اعمال تحریم های تازه، ظاهرا هدف اعلام نشده دولت ایران است.

روی آوردن به این سیاست را می توان خود زنی و یا تحریک حریف به حمله نامید. شاید با این استنباط و یا در تعقیب این هدف که مسیر خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاح های اتمی، پیامد حمله بعدی حریف (اعمال تحریم های تازه) سریع تر پیموده شود.

همزمان با صدور دستور غنی سازی با غلظت بیشتر، رئیس دولت ایران بار دیگر تاکید کرد که تولید و استفاده از سلاح اتمی در دکترین نظامی ایران قرار ندارد. آقای مهمان پرست سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز روز بعد این نکته را مورد اشاره قرار داد.

با این و جود، تغییر دکترین دفاعی هر کشور در هر زمان قابل انجام است.روسیه و امریکا هر دوسال و یا چهار سال به این عمل مبادرت میورزند. در مورد ایران در هر زمان توجیه این تغییر میتوانند با استناد بر «ضرورت دفاع در مقابل فشارهای کشورهای زورگو» ، «دفاع از امت مظلوم و انقلابی و حفظ امنیت سرزمین مقدس ایران در مقابل قدرت های استکباری» صورت گیرد.

برنامه های توسعه اتمی ایران، تا رسیدن به مرحله تولید سوخت برای کارخانه های برق اتمی دست کم ۱۵ تا بیست سال از هدف های اعلام شده دور است.

به جز کارخانه در دست ساختمان بوشهر که روسیه سوخت مورد نیاز آن را برای یک سال و نیم تحویل داده، ایران هیچ طرح تازه ایجاد کارخانه برق اتمی را در دست اجرا ندارد.

مواد خام داخلی ایران نیز حتی برای تولید سوخت یک راکتور در اندازه های بوشهر کافی نیست. در عین حال با بر خورداری از ذخایر اورانیوم غنی شده و تکیه بر منابع خام موجود داخلی، و در صورت مصون ماندن از هجوم نظامی خارجی، ایران می تواند بدون صرف زمان بیشتر به یک قدرت نظامی اتمی تبدیل شود.

از این لحاظ، صرف بیش از ۲۰ سال زمان در مسیر توسعه اتمی بعد از انقلاب و هزینه کردن میلیاردها دلار در راه ایجاد تاسیسات اتمی متعدد و تحمل ده ها میلیارد دلار زیانهای ناشی از تحمیل تحریم ها، که به خصوص صنایع نفت و گاز ایران را با رکود روبه رو ساخته است، برنامه یاد شده ناگزیر است که در جایی به تامین هدفی بیانجامد.

با توجه به دور از دسترس ماندن هدف های بخش غیرنظامی برنامه اتمی ایران، تلاش برای دست یافتن به هدف های نظامی اتمی می تواند، تحت «شرایط خاص تحمیلی!» مورد توجه قرار گیرد.

در این صورت، و با توجه به ناشناخته ماندن کارشناسان اتمی ایران در افکار عمومی، و فقدان چهرهای نظیر عبدالقدیر خان در میان آنها، پدر بمب اتمی احتمالی ایران، بجای یک شخصیت علمی، می تواند یک چهره سیاسی معرفی شود!

یکی از مدیران متروی تهران بیش از 40 روز که در بند 209 است


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یکی از مدیران متروی تهران که از روز عاشورا دستگیر شده است هیچ خبری از وضعیت و شرایط او در دست نیست.
آقای رضا آزادی 54 ساله از مهندسین قبلی نیروی هوایی و از مدیران فعلی مترو تهران است او روز عاشورا هنگامی که در خیابان کریم خان اتومبیل خودش را مقابل سوپر مارکتی پارک می کرد و برای خرید وارد سوپر شد. هنگام بازگشت از سوپر متوجه ربوده شدن ماشینش می شود. آقای آزادی به پلیس 110 ربوده شدن ماشینش را اطلاع میدهد ولی بعد از مدتی طولانی انتظار از پلیس خبری نمی شود و ناچار به بازگشت به منزل خود می شود. شب هنگام نیروهای لباس شخصی به منزل او یورش می برند و وی را دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل می کنند.
زندانی سیاسی رضا آزادی از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد و دارو مصرف می کند . عدم رسیدگی پزشگی جدی و یا تحت شکنجه قرار دادن او باعث به خطر انداختن جان وی خواهد شد.
خانواده آقای آزادی برای اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط عزیزشان که بیش از 40 روز است از او بی خبر هستند به دادگاه انقلاب و زندان اوین، تقریبا بطور روزانه مراجعه می کنند اما از دادن هرگونه پاسخی در مورد وضعیت و شرایط او تا به حال خوداری کرده اند.

بازجویان وزارت اطلاعات فرزندان او را تهدید کرده اند که آنها را هم بازداشت خواهند کرد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل مردم و دستگیری و انتقال آنها به شکنجه گاه اوین را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار تشکیل جلسه اصطراری شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
19 بهمن 1388 برابر با 08 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

بازداشت ۱۴ تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر


سایت ندای سبز آزادی: در ادامه فشارهاي نيروهاي امنيتي در آستانه 22 بهمن، بر دانشجویان دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران) بیش از 14 تن از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شده اند.

نيروهاي امنيتي در طي هفته گذشته، 5 نفر از دانشجويان دانشگاه را با احضاريه تلفني كه توسط حراست دانشگاه انجام مي شد، به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات فرستاده اند که همگی این دانشجویان بازداشت شدند و از ابتداي هفته تنها يكي از دانشجويان با خانواده خود تماس گرفته و از حضور خود در زندان اوين خبر داده است

تا این لحظه از محل نگهداری سایر دانشجویان اطلاعی در دست نیست.

در ادامه این پروژه نیروهای امنیتی شش نفر ديگر از دانشجويان را نيز با تماس تلفني حراست دانشگاه به دفتر پيگيري احضار کردند كه تا امروز خبري از بازگشت آنان در دست نيست. نكته بسیار مهم در این احضارها اين مسئله است كه اكثر دانشجويان احضار شده دانشجوي فعال سیاسی در سطح دانشگاه نبودند و حتي به كميته انضباطي نيز فراخوانده نشده بودند.

از سوی دیگر از طرف دادسراي عمومي و انقلاب تهران با 10 نفر از دانشجويان دانشگاه تماس گرفته شده و در اقدامي غير قانوني آنها را به دادسرا احضار کرده اند و اين در شرايطي است كه با دهها نفر ديگر از دانشجويان اين دانشگاه نيز تماس گرفته شده و آنها را تهديد به بازداشت در صورت حضور در تجمعات آينده كرده اند.

اين حالي است كه بيش از 60 تن از اساتيد دانشگاه در نامه اي خواستار پايان فشار هاي بي مورد بر دانشجويان شده بودند که رئيس دانشگاه امیرکبیر نیز قول پیگیری و توقف این اقدامات را به اساتید داد و اساتید نیز براساس این قول نامه خود را منتشر ننمودند.

براساس گزارش رسیده به ندای سبز آزادی دانشگاه اميركبير شرايطي ناگواري طي مي كند و فضاي امنيتي و سختي را در آستانه 22 بهمن تحمل مي كند.


دوشنبه، 19 بهمن ماه

در اوکراین، یانوکوویچ به تیموشنکو: شکست را بپذیر


در حالی که شمارش آرای مردم در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین همچنان ادامه دارد، ویکتور یانوکوویچ، نامزد مورد حمایت روسیه، خود را پیروز انتخابات میداند و از رقیب خود خواسته است شکست را بپذیرد.

کمیته رسمی انتخابات اوکراین اعلام کرده است که پس از شمارش بیش از ۹۵ درصد از آراء ریخته شده به صندوق ویکتور یانوکوویچ با اندکی فاصله از رقیب خود، خانم یولیا تیموشنکو، پیشی گرفته است.

در همین حال گزارش ها از شهر کیف، پایتخت اوکراین، حاکی از آن است که رایگیری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری این کشور روز یکشنبه به آرامی برگزار شده است.

بر اساس یک نظرسنجی دولتی، ویکتور یانوکوویچ حدود ۴۸ درصد آرا و رقیب او، یولیا تیموشنکو، حدود ۴۵ درصد آرا را به خود اختصاص داده است.

ویکتور یانوکوویچ در بخش های جنوبی و شرقی اوکراین در همسایگی با روسیه طرفداران زیادی دارد.

در حالی که هر دو نامزد این انتخابات یکدیگر را به تقلب در انتخابات متهم کرده اند، خانم تیموشنکو هشدار داده است که در صورت غیرواقعی بودن نتیجه انتخابات هواداران وی راهپیمایی بزرگی برپا خواهند کرد.

این اولین باری نیست که ویکتور یانوکوویچ به تقلب در انتخابات متهم می شود. در سال ۲۰۰۴، معترضان به برنده شدن ویکتور یانوکوویچ با اعتراضات گسترده و «انقلاب نارنجی» رقیب وی، ویکتور یوشچنکو، را به ریاست جمهوری انتخاب کردند.

اما در همین حال ناظران بین المللی زیر نظر سازمان امینت و همکاری اروپا جدیدترین انتخابات اوکراین را «نمایشی خیره کننده» از دموکراسی دانسته و از رهبران دو جناح مخالف در کشور خواسته اند که به «حکم مردم» توجه کنند.

پیروزی ویکتور یانوکوویچ و نزدیک شدن اوکراین به مواضع روسیه می تواند برای آرمانهای انقلاب نارنجی و پنج سال روند بازسازی اقتصادی اوکراین ناامیدکننده باشد.

در حالی که هر دو نامزد انتخابات بر روابط نزدیکتر با اروپا و حفظ روابط با روسیه تأکید کرده اند، به نظر نمیرسد که نامزد طرفدار روسیه به عضویت کشورش در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، تمایلی داشته باشد.

این در حالی است که عضویت در ناتو برای خانم تیموشنکو وطرفداران «انقلاب نارنجی» از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اسامی 56 تن از فعالین سیاسی محکوم به اعدام در سراسر ایران


سازمان ضد اعدام کردستان :
اسامی 56 تن از محکومین به اعدام در سراسر ایران
اسامی فعالان دانشجویی و مدنی و سیاسی محکوم به اعدام در کردستان:
۱- زینب جلالیان - اهل ماکو - زندان کرمانشاه
۲- شیرکو معارفی - اهل بانه - زندان سقز
۳ - حبیب لطیفی - اهل سنندج - زندان سنندج
۴- سامی حسینی - اهل سلماس - زندان اورومیه
۵- جمال محمدی - اهل سلماس - زندان اورومیه
۶ - رستم ارکیا۷- رشید آخکندی
۸- حسین خضری خانی - اهل اورومیه - زندان اورومیه
۹ - فرزاد کمانگر - اهل کامیاران - زندان اوین تهران
۱۰- علی حیدریان - اهل سنندج - زندان اوین تهران
۱۱- فرهاد وکیلی - اهل سنندج - زندان اوین تهران
۱۲- مصطفی سلیمی - اهل سقز - زندان سقز
۱۳- انور رستمی
۱۴- ایرج محمدی - اهل میاندوآب - زندان اورومیه
۱۵- محمد امین آگوشی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه
۱۶- احمد پولادخانی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه
۱۷- حسن طالعی - اهل ماکو
۱۸- شیرین علم هویی - اهل ماکو - زندان اوین تهران
۱۹- محمد امین عبدالهی - اهل بوکان
۲۰- قادر محمد زاده – اهل بوکان
۲۱- عزیز محمدزاده – اهل بانه - زندان سقز
اسامی محکومین به اعدام در تهران:

1- علی صارمی
2- ایوب پرکار
3- احمد کریمی
4- ناصر عبدالحسینی
5- رضا خادمی
6- امیر رضا عارفی
7- علیرضا رمی خیر آبادی
8- خالد حردانی
9- سعید شاه قلعه ای
10- عباس دلدار
11- فرهاد وکیلی
اسامی محکومین به اعدام در سیستان و بلوچستان:
1- عبدالرحمان ناروئی
2- عابد گهرام زهی
3- عبدالجلیل ریگی
4- ناصر شه بخش
5- محمود ریگی
6- علی ساعدی
7- ولید نیسی
8- ماحد فرادی پور
9- دعیر مهاوی
10- ماهر مهاوی
11- احمد ساعدی
12- یوسف لفته پور

اسامی محکومین به اعدام در خوزستان:

1- اوده افراوی
2- علی رضا سلمان دلفی
3- علی حلفی
4- مسلم الحایی
5- عبدالرضا نواسری
6- یحیی ناصری
7- عبدالایمان زائری
8- ناظم بریحی
9- عبدالرضا هلیچی
10- زمال باوی
11- ریسان سواری
12- لیلا کعبی

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

تعداد 9 خبرنگار ايراني در آستانه 22 بهمن دستگير شدند


خبرگزاري فرانسه
به گزارش سايتهاي اپوزيسيون و روزنامه اعتماد در روز دوشنبه؛ مقامات ايراني تعداد 9 خبرنگار كه براي شبكههاي رسانهيي مختلف كار ميكردند را طي دو روز گذشته دستگير كردهاند.
اعتماد، سه نفر از خبرنگاران دستگير شده را معرفي كرد كه عبارتند از اكبر منتجبي از ايراندُخت كه يك هفتهنـامه اصلاحطلب است، مهسا جازين از روزنامه دولتي ايران كه در شهر مركزي اصفهان كار ميكند و احمد جليلي فراهاني از خبرگزاري مهر.…
دليل دستگيري آنها بلافاصله مشخص نشد اما اين دستگيريها درست در آستانه چند روز باقي به 31 مين سالگرد انقلاب اسلامي صورت گرفته است. سايت كلمه، گزارش داد كه 55 نفر از پرسنل رسانهيي، اخيراً در ايران در بازداشت هستند و دراينحال خبرنگاران بدون مرز هم اعلام كرده كه 40 نفر خبرنگار بعد از انتخاباتِ مورد منازعه در ژوئن 2009 و اعتراضاتي كه بود دستگير شدهاند.
حاميان اپوزيسيون، اعتراضات ضدحكومتي زيادي برگزار كردهاند كه با وقايع مورد حمايت رژيم مصادف شده است و بطور خاص انتظارات زيادي در مناسبت 11 فوريه وجود دارد.

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

منصوره پیرنیا: پارو می زنیم، در قایقی که هر موج به عقب پرتش می کند



توسط حسین قویمی

صدای انقلاب

۳۱ سال از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ میگذرد و اينک در آستانه سی و دومين سالگرد انقلاب اسلامی بسياری از موافقان و مخالفان حکومت خود را برای شرکت در راهپيمايی های ۲۲ بهمن آماده می سازند.

در اين روزهای پر تنش با برخی از روزنامه نگاران، نویسندگان و کنشگران مدنی به گفتوگو نشسته ايم و از آنها خواسته ايم تا پلی به گذشته بزنند و ديروز و امروز را در ترازوی مقايسه بسنجند.

از منصوره پيرنيا، روزنامه نگار و نویسنده، درباره تفاوت پوشش رسانه ای ۳۱ سال پيش و امروز در ايران پرسيده ام:

منصوره پيرنيا: در جامعه ای که می خواهد صدای مردم را به هم برساند و روزنامه نگار وسيله ارتباطی است، مطبوعات بايد چند خصوصيت داشته باشد: يا اين که مطبوعات از مالکيت خصوصی برخوردارند يعنی کسانی چون دکتر مصباح زاده، مسعودی يا اميرانی مالک روزنامه، نشريه يا مجله هستند و يا اين که دولت بر روی مطبوعات کنترل کامل دارد. متاسفانه مردم ايران هرگز شانس مالکيت عمومی بر مطبوعات را نداشتند و بعد از انقلاب مشروطه اين فرصت پيش نيامد که مطبوعات در اختيار مردم باشد و مردم مستقيماً بتوانند صدايشان را بدون هيچ واسطه دولتی يا بخش خصوصی به هم برسانند.

تفاوت بعد و قبل از انقلاب اين است که پيش از انقلاب ما از آزادی های نسبی مطبوعاتی برخوردار بوديم به عنوان مثال تحريريه کيهان به معنای واقعی يک محيط آزاد و حرفه ای بود و دولت بر ما کنترل نداشت.

خانم پيرنيا! فضای سياسی واجتماعی ۳۱ سال پيش را با فضای امروز جامعه ايران می توان مقايسه کرد؟

اين دو فضا اصلاً با يکديگر قابل مقايسه نيست. مطرح کردن فضای سياسی بدون مطرح کردن فضای اجتماعی امکان پذير نيست و در آن روزگار آزادی های اجتماعی بيشتر بود به عنوان مثال اگر دختری می خواست مينی ژوپ میپوشيد و مادرش هم چادر بر سر داشت و کسی به اين دو نمی گفت که چگونه فکر کنند. از طرف ديگر می ديديم که وسايل سنتی ارتباطات در اختيار مذهبيون قرار داشت و می توانستند در مسجد و منبر روضه خوانی حرف های خود را بزنند و کسانی که می خواستند اين حرف ها را بشنوند می توانستند مستمع مذهبيون باشند. حتی چپی ها و توده ایها با تردستی خاصی ديدگاه های خود را در روزنامه ها منعکس می کردند.

فضای سياسی و اجتماعی بعد از مشروطيت هر چه بود رو به بهبود بود تا زمان انقلاب. بعد از انقلاب مردم احوال کسی را پيدا کردند که در درون قايقی نشسته و در حال پارو زدن به جلو است ولی با يک موج به عقب پرتاب می شود. اکنون دستاوردهای انسانی ديگر در دسترس نيست، محيط تلخ و سرد است، زنان و دختران پرخاشجو شده اند، انسان ها نسبت به يکديگر نامهربان شده اند، قوانين اجتماعی به عقب برگشته، همه چيز به صورت سيه روزی و کوردلی درآمده است و متاسفانه نور روشنايی که بايد بر جامعه می تابيد و آن را به سوی آينده سوق می داد اکنون وجود ندارد.

خانم پيرنيا! در اين سه دهه مسايل مهمی رخ داده است. چه خاطره ای يا چه موضوعی ذهن شما را بيشتر به خود مشغول کرده است؟

در اين سه دهه با اين که از ايران دور بودم اما تمام لحظات زندگيم در فکر مردم بوده ام. آن چه خيلی آزارم داده و می دهد وضعيت زنان ايران است، اين که چطور تمام قوانين حمايت از خانواده، قوانين حضانت و قوانين پيشرويی که به آن دسترسی پيدا کرده بوديم و زن را تحت پوشش قرار می داد همه از بين رفت و تمام دستاوردها روز به روز نقش بر آب شد. در جامعه ای که زنان و مردان آزادی ندارند، شلاق میخورند و تحقير می شوند چطور می توانم بگويم موضوع خاصی ذهنم را به خود مشغول کرده است.

اما اکنون نور اميدی که جوانان داخل کشور به ما می دهند روشنايی آفرين است و می بينيم که چطور اين جوانان حماسه آفريدند. اين حماسه جواب تحقيرهايی بود چون آفتابه به گردن انداختن و دور خيابان ها گرداندن همين جوان ها.

ايرانی می خواهد به عزت خود دوباره دست يابد و اين مسئله حق اوست. در طول تاريخ هميشه اعراب، مغول ها و ديگران آمدند و به ايرانی ها توسری زدند و در نهايت هم انقلاب آمد و به مردم توسری زد، ولی حق اين ملت است که چون ققنوس از زير خاکستر بلند شود و من اميد دارم که چنين شود.

محکومیت محسن امین زاده به تحمل شش سال حبس تعزیری


محسن امین زاده، رييس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم شده است.
خبرگزاری هرانا- یکی از بازداشت شدگان پس از انتخابات به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.
عباس شیری وکیل مدافع محسن امین زاده در گفتگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار داشت: رای صادره از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب برای محسن امینزاده رییس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان امروز به این جانب ابلاغ شد و موكل در مورد اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت كشور و همچنین تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با شبكههای خارجی جمعا به شش سال حبس تعزیری محكوم شد.وی با بیان اینكه دادگاه پرونده را در مورد اتهام توهین به رییسجمهور مفتوح نگه داشت كه متعاقبا آن را رسیدگی و رای صادر كند، گفت: دادگاه به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی 5 سال حبس و به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی یك سال حبس برای موكل در نظر گرفته است.وکیل مدافع محسن امین زاده گفته است که به این حکم اعتراض خواهد کرد.
محسن امینزاده معاون وزارت امور خارجه ایران در دوران محمد خاتمی بودهاست. همچنین او عضو موسس جبهه مشارکت ایران اسلامی بودهاست. امین زاده صبح روز سه شنبه ۲۶ خرداد در جريانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) بازداشت شد.


منبع خبر : هرانا

آیت الله زنجانی: ریختن خون مردم محاربه است

اعدام 2 زندانی سیاسی به اتهام محاربه ، اعتراضات بین المللی فراوانی را بر انگیخته است. این در حالی است که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از در پیش بودن اعدامهای بیشتری با اتهامات مشابه خبر داده است .آیت...


۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

دعوت جنبش سبز گیلان برای حضور سبزها در راهپیمایی 22 بهمن رشت/مبارزه شروع شده است، در خانه نمانید


مبارزه شروع شده است و نمی توانیم بی طرف باشیم
شبکه جنبش راه سبز (جرس): جنبش سبز گیلان در فراخوانی از سبزهای این استان دعوت کرد تا در راهپیمایی بزرگ 22 بهمن در شهر رشت حضور یابند.
به گزارش جرس در ابتدای این فراخوان آمده است:امروز، هشت ماه پس از کودتای انتخاباتی شاهد آخرین دست و پا زدن های کودتاچیان هستیم. بسیاری از هم میهنان و همشهریان مان بازداشت یا کشته شده اند. آری می زنند، می گیریند، می کشند، اما اگر با هم باشیم مثل روز عاشورای تهران مجبور به تسلیم یا فرار می شوند. ما امروز یاد گرفته ایم که چگونه از تجمع مسالمت آمیز خود دفاع کنیم.



در این فراخوان آمده است: ما جزء اولین شهرهایی بودیم که در برابر دروغ و تقلب آشکار حکومت ایستادیم. در گلسار و منظریه و مقابل دانشگاه علوم پایه، حق مان را فریاد زدیم. در روز قدس و 13 آبان ترس و ناامیدی را رها کردیم و به خیابان آمدیم. در روز عاشورا علیه ظلم شعار دادیم. ده ها تن از همشهریان مان، جوانان، دانشجویان و فرهیختگان این شهر، به خاطر دفاع از حقوق و کرامت همه ما متحمل شکنجه و زندان یا محروم از تحصیل شده اند. برادران تالش ما، فقط به خاطر سنی بودن اسیر بدترین ظلم ها شده اند و خانه و کاشانه شان ویران شده است.

سبزهای گیلان تاکید کرده اند:ما نمیتوانیم در برابر این ظلم آشکار سکوت کنیم. نمیتوانیم اجازه دهیم که ما را گوساله و بزغاله بنامند. نمیتوانیم در خانه بمانیم و سرنوشت کشور و استان خود را از طریق اخبار ماهواره های پارازیت زده دنبال کنیم. امروز کافی است به خیابان بیاییم تا داغ ترین خبر جهان، خود ما باشیم!



در پایان این فراخوان آمده است: همه ما جنایتهای کودتاچیان را از طریق اخبار و رسانه ها دیدیم. همه دیدیم و دانستیم که مبارزه فقط بر سر این نیست که فلان شخص رئیس جمهور بشود یا کس دیگر، بلکه بحث بر سر این است که می خواهند ما را به صورت گوساله و بزغاله و گوسفند خوشه بندی کنند و به جای حق، علف جلوی ملت بریزند. امروز همه میدانیم که اگر به خیابان نیاییم، اگر حق مان را فریاد نکنیم، اگر در برابر ظلم به بی گناهان ایستادگی نکنیم، فردا به خانه هایمان می ریزند وا به یغمایمان می برند. چه بخواهیم، چه نخواهیم مبارزه شروع شده است و ما جزئی از آن هستیم و نمی توانیم بیطرف باشیم. امروز هر تصمیمی بگیریم، خود و همشهریان مان، تا آخر عمر بار مسئولیت آن را بر دوش خواهیم کشید.

زینب کاظم خواه خبرنگار رسمی یک خبرگزاری دولتی بازداشت شد


زینب کاظم خواه خبرنگار رسمی یک خبرگزاری دولتی بامداد امروز توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد.

خبرگزاری هرانا - یک روزنامه نگار دیگر شب گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا خانم زینب کاظم خواه خبرنگار یک خبرگزاری دولتی ساعت 3 بامداد امروز یکشنبه با یورش 9 تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل این خبرنگار با نشان دادن حکمی که اتهام ایشان را شرکت در تجمعات نوشته بود بازداشت و کلیه لوازم شخصی وی را ضبط کردند.

بازداشت روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و مدنی در آستانه سالگرد 22 بهمن با شدت تمام در دستور کار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد و در این بین ده ها تن از آنها بازداشت شده اند.


یکشنبه، 18 بهمن ماه
یکشنبه، 18 بهمن ماه 1388

برنامه 22 بهمن مشهد..لطفا اطلاع رسانی کنید


همراه شو هموطن!

خواهرم ، برادرم، همشهریم، هموطنم سلام

سلامی که بوی آزادی را نوید می دهد، سلامی به روشنی خورشید و سلامی به بزرگی و زیبایی آسمان آبی ...

در این ایام تاریکی و ظلمت یک چراغ را می توان دید، آری، چراغ وحدت. این چراغ آنگونه که در این ایام به ما آموخت با مظلومیت تمام فقط به هدف خود بیندیشیم و فقط برای بدست آوردن آن مبارزه کنیم حتی، با ارزش از بین رفتن جانمان ... ما برای آزادی مبارزه می کنیم همچون حسین (ع)که برای آزادی مبارزه کرد، ما با ظلم و ستم مبارزه می کنیم همچون علی (ع)که در برابر ظالم ایستاد، ما با هر اعتقاد و مذهب و اندیشه از گذشته خود آموخته ایم که اینگونه باشیم و کسانی که در این راه قدم برنمی دارند به یقین به بی راهه می روند، ما با اتحاد و دلگرمی به همنوعان خود آسمانی که در آن خورشید آزادی ست را در آغوش خواهیم گرفت.

پس بپاخیز ، بپاخیز هموطن...

امیدواریم ما را در فجر سبز یاری رسانید..
12 و 13 بهمن: ترسيم " V" سبز بر روي اسكناسها
14 بهمن : سبز كردن و ترسيم " V" سبز بر روي تابلوهاي راهنمايي رانندگي و ايستگاه اتوبوسها
15 بهمن: پخش سرودهاي انقلابي و مرسوم جنبش سبز از طريق دستگاههاي FM بر روي فركانس در 100 مگاهرتز در خيابانهاي احمدآباد، سجاد و ... از ساعت 18 الی 21
16 بهمن: تجمع سكوت در سه راه راهنمايي از ساعت 6 عصر براي پاسداشت مجاهدتهاي آيت الله منتظري.
از 17 تا 21 بهمن : اطلاع رساني، اسكناس نويسي و ... براي شركت در تظاهرات 22 بهمن.
21 بهمن: بانگ الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور ساعت 21الی 22
22 بهمن : تجمع در ميدان تقي آباد و در صورت امكان راهپيمايي آرام تا فلكه برق در ساعت 10
اندکی صبر سحر نزدیک است.....

جمعی از مردم سبز مشهد

محصولی عملاً کاره ای نیست


مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس: محصولی عملاً در وزارت رفاه مسئولیتی ندارد

مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: زمانی که سازمان‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی زیر مجموعه وزارت رفاه نیستند، پیداست که وزیر رفاه هم در وزارت رفاه مسئولیتی ندارد.

سید جواد زمانی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس توانا با اشاره به اینکه اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس به دلیل عملکرد ضعیف در وزارت رفاه و تأمین اجتماعی مصمم به ادغام وزارتخانه رفاه با کار شدند، اظهار داشت: این طرح امروز در کمیسیون اجتماعی مطرح و بعد از نهایی شدن سه‌شنبه در صحن علنی مجلس مطرح می‌‌شود.

وی تصریح کرد: محصولی در زمان رأی گیری در مجلس وعده داد که سازمان تأمین اجتماعی را به وزارت رفاه برگرداند اما نتوانست این کار را انجام دهد.

زمانی افزود: وضعیت نابسامان در سازمان تأمین اجتماعی و بازنشستگی منجر به وجود آوردن مشکلات متعددی در جامعه شده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اضافه کرد: رئیس جمهوری می‌توانست با کنار گذاشتن ذبیحی، تأمین اجتماعی را طبق اساسنامه به وزارت رفاه برگرداند اما وی این کار را نکرد.

نماینده مردم کنگاور، صحنه و هریسن بیان داشت: کمیسیون اجتماعی امیدوار است تکلیف وزارت رفاه در سال جاری مشخص شود.

وی در پایان خاطر نشان کرد: با ادغام وزارت رفاه و وزارت کار مشکلات موجود در صندوق‌های بازنشستگی، درمانی و فعالیت‌های اقتصادی شستا مرتفع خواهد شد.

دومین جلسه ی دادگاه هفت مدیر پیشین جامعه ی بهايی برگزار شد


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - دومین جلسه ی دادگاه هقت مدیر پیشين جامعه ی بهایی امروز 18 بهمن ماه برگزار شد.

دومین جلسه ی دادگاه مدیران جامعه ی بهایی در حالی برگزار شد که باز هم از حضور خانواده های آنها جلوگیری به عمل آمد و دادگاه به صورت غیر علنی برگزار شد.

جلسه ی اول این دادگاه روز 22 دیماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. از روند برگزاری دادگاه ها این طور استنباط می شود که جلسات محاکمه ایشان دنباله دار خواهد بود.

فریبا کمالآبادی، جمالالدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم، شش تن از مدیران جامعه بهائیان هستند که ۲۵ اردبیهشت ماه سال گذشته در منازل شخصیشان بازداشت شدند.

مهوش ثابت، یکی دیگر از مدیران جامعه بهائیان نیز ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ بازداشت شده بود.

18 بهمن 1388

نقش مرتضوی در کهریزک و فروش سوالات کنکور


نماینده اصفهان صبح امروز نطق با شش محور در صحن علنی مجلس ایراد کرد.

به گزارش خبرآنلاین، حسن کامران بخشی از نطق امروز خود را به بحث درباره دادستان سابق تهران اختصاص داد و با اشاره به گزارش مجلس از حوادث پس از انتخابات گفت: با توجه به گزارش تفحص مجلس، اسنادی از کهریزک و فروش سوالات کنکور موجود است که نشان از نقش دادستان سابق تهران دارد.

وی بی آنکه از سعید مرتضوی نامی ببرد، ادامه داد: او یک متهم است و دادگاه باید اتهامات آن را بررسی کند.

کامران کنایه‌ای هم به دستگاه قضایی زد و با اشاره به اعتراضات مسئولان این دستگاه به تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه، گفت: هرچند به دلیل آن تفحص از قوه قضاییه، با برخی نمایندگان تسویه حساب شد اما بنده از آیت الله آملی برای برخورد با عوامل خطاکار سپاسگذارم. او ادامه داد: البته توقع نداشتیم که دولت به ایشان [مرتضوی] منصب جدید بدهند!

این نماینده اصفهان که به توصیه به ساده زیستی در مجلس شهرت دارد، در نطق امروزش هم گفت: کسی زی‌طلبگی و ساده زیستی را به سخره نگیرد. کسی منکر لقمه حلال نیست، اما اگر کسی زندگیش چاق شد، حتما از رانت استفاده کرده است! به اعتبار مسئولیت نمایندگی، نباید بچه هایمان را سرکار بگذاریم، این مخالف مزاج امام خمینی(ره) است.

وی به نقل از امام گفت: ای کارگزاران، اگر دنیا سراغتان آمد، شما سراغ دنیا نروید. کامران سپس درباره رابطه ایران با آمریکا، به نقل از امام(ره)، آن را رابطه گرگ و میش نامید و به نقل از مقام معظم رهبری افزود: با دشمن قهر هستیم. مگر اینکه مثل شوروی از هم بپاشد.

وی به لزوم پیروی از رهبری در نظام ولایی ایران اشاره کرد و خطاب به کسانی که از این مسیر منحرف شده‌اند گفت: برای آنکه کج و کوله نروید، به حرفهای رهبری بچسبید و آنها را عملیاتی کنید.

نماینده اصفهان ابراز امیدواری کرد که ۲۲ بهمن امسال نماد دیگری از بصیرت مردم همچون ۹ دی باشد و تصریح کرد: در اصفهان خانمی را سراغ دارم که ۳ تا شهید داده و یک پسرش را هم کیهان در سال۶۰ نوشت که چریک است. این خانم امروز هم به آب به آسیاب دشمن ریختگان نشان می‌دهد که همچنان از تفکر انقلاب حفاظت می‌کند.